این روز ها همه تاکید دارند که اختلاف نظر ها را تا آزادی همه دانشجویان کنار بگذاریم. اما بیانیه هایی که هر روز به ناگهان در وبلاگ ها و سایت های خبری سر بر می آورند دیگر جای سکوت باقی نگذاشته است. دوباره می خواهیم برگردیم به همان سر بر آوردن احساسی و چپ های خلقی؟؟؟ به راستی در این آشفته بازاری که به لطف حکومت در آن گرفتاریم چه کسانی رشد می کنند؟؟ و عده ای هم هلهله راه انداخته اند از رشد چپ در جنبش دانشجویی در سراسر کشور!! اختلاف نظرها را کنار بگذاریم، اما کمی هوشمندانه بیاندیشیم به این رشد ناگهانی که من دلیلی بر آن نیافته ام!! من حداقل با بسیاری ازمناطقی که به نام آن بیانیه در می آید آشنایی داشته ام. نقد مفصل این بیانیه ها به همان دلیلی که در ابتدا ذکر کردم بماند برای روزهایی که دوستان آزاد شده باشند.
اما
اگر حقیقتاً چپ آن چیزی است که در این بیانیه ها می خوانیم و اگر فعالین چپ در ایران می اندیشند که این گونه قرار است دنیای بهتری ساخته شود، شخصاً متاسفم برای روزهایی که در این راه از دست داده ام. و شاید نه در راه دنیای بهتر، که در راه جهانی به مراتب ناامید کننده تر قدم برداشته ام. این بار به قیمت زندگی چند نفر تمام شود خوب است؟؟؟ مسیر رفته را چند بار دیگر باید برویم؟؟ من وارد بازی خلق همیشه قهرمان نمی شوم و از افتخاراتش هم نمی خواهم، من نتیجه این بازی را در خاوران ها و در زندگی های از دست رفته بسیار دیده ام.
حقیقتاً چه کسی به شما اجازه دهد از جانب جنبش دانشجویی سخن بگویید؟؟؟ چه کسی آماده قیام است؟؟؟ من هم در همان دانشگاه ها درس خوانده ام! با همین دوستانی که اکنون در زندان هستند فعالیت کرده ام و بسیار بیش از شما خشمگینم از آنچه بر دوستانم گذشته است.